اوسانه بلدم *هللو مرغ دکردم به کلو
(افسانه بلدم هللو مرغ را جا کردم به لانه اش).
یه مرغانش کم به تقصیر مریم به
(یک تخم مرغش کم بود تقصیر مریم بود)
مریم مریم دو روزه پای* جووال غوزه
(مریم مریم دو روز است پای جوال غوزه ی پنبه لباس های بچه اش را می دوزد)
اوسانه سنایی به بز به گندنایی به
(افسانه سنایی (گیاه سنا ) بود بز به گیاه *گندنا افتاده بود
بز افتاد ودادی زه یارن چه بلایی به
(بز افتاد ودادی زد یاران چه بلایی بود)
اوسانه بلدم یه گزی دو گزی زمبول زردم دگزی
(افسانه بلدم یک متری دو متری زنبور زرد مرا گزید)
زمبوله بنداختم به چا چا منه او داد
(زنبور را انداختم به چاه چاه به من آب داد)
اوره دادم به بیو بیو منه شیر داد
آب را دادم به بره بره به من شیر داد ))
شیر دادم به ننوا ننوا منه تفتن داد
( شیر را دادم به نانوا نانوا به من تفتان داد)
تفتن دادم به آخوند آخوند منه قران داد
(تفتان را دادم به روحانی روحانی به من قرآن داد)
قرانه که بخواندم خدامنه خرما داد
(قرآن را که خواندم خدا به من خرما داد)
گفتم که یه موشک دگه هادن یه پی کلگیم بزی
( گفتم که یک مشت دیگر بده یک پس گردنی به من زد)
کلام بیفتی مشرق کوشام بیفتی مغرب
(کلاهم افتاد به مشرق کفش هایم افتاد به مغرب)
برفتم کوش وکلامه پیدا کنم یه پولی پیدا کردم
( رفتم که کفش ها وکلاهم را پیدا کنم یک سکه پیدا کردم)
برفتم پوله هادیم دمبه وشکمبه بخریم
(رفتم پول را دادم دمبه وشکبه خریدم)
وگتم بیاردم خانه بدیم آتیش نداریم
(برداشتم آوردم خانه دیدک آتش نداریم)
برفتم از همسایه آتیش واستانم بیامیم بدیم
(رفتم از خانه ی همسایه آتش بیاورم دیدم)
سگ به شکمبه افتاده گربه به دمبه افتاده
(سگ به شکمبه افتاد گربه به دمبه افتاد)
*اچخه اپیش اچخه اپیش
اچخه اپیش اچخه اپیش
پاورقی
1: ممکن است منظور از هللوهمان هله هوله باشد که زمان گفتن روایت بزرگان برای کودکان می آورند تا سر گرم شده و خوب به قصه گوش فرا دهند یعنی هم هله هوله ات را بخور هم گوش بسپاربه کلام پدر ومادرت. البته در شهر شاهرود رسم است که کشاورزان هله هوله یا خوراکی را که وعده ی اصلی حساب نمی شود راازماحصل باغات وکشتزاهای خودشان فراهم می آورند.نظیر:کشته:برگه ی زرد آلو-قیصی :زرد آلویی که هسته ی آن گرفته شده و مغز آن را داخل خود زرد آلو گذاشته و خشک کرده اند-بلبلی:کل میوه ی زرد آلو با پوست وهسته که خشک شده است-توت خشک- انجیر خشک-آلبالو خشکه- کشته ی هلو. البته میوه یا خشکبار مورد استفاده در شب را شو چره می نامند.به معنی به دندان گزیدن یا چریدن خوراک شام گاه.)
2: (کیسه ی مخصوص حمل پنبه)
3: در شاهرود به تره گندنا می گویند.چون زمانی که می پوسد بوی گند بدی می گیرد.ولی گیاهی به نام گندنا وجود داردکه سه نوع دارد1:گندنای شامی2:گندنای نبطی3:گندنای بیابانی .یک نوع متفاوت هم هست با نام گندنای کوهی)
4: (اچخه اپیش اچخه اپیش: یعنی این که انگار که این همه کار را نکرده ام یا بیگاری کرده ام که هیچ حاصلی به دنبال نداشته است)
معمولا متل ذکر شده قبل از شروع هر داستان یا روایتی خوانده می شود.
برچسب:
نویسنده: دانیال نیکفر